Saturday, October 15, 2011

سومین دفعه

سه بار تو زندگیم احساس کردم احمقم
. یه بار الان که نشستم پای کامپیوتر دارم توییت میخونم ، اون دوبارِ دیگه هم یادم نیست

Friday, October 14, 2011

این خانم لیمو هستش

خب این منم!خانم محترمِ لیمو...
انگیزه ام از نوشتن رو دقیق نمیدونم ،اما راضی ام از خودم.
در جای راحتی قرار نگرفته ام ،صندلیِ کونی هم هی غژ غژ میکند اعصابم را پاک گاییده گورِ باباش سگ رید
بین مهره 3 و 4 ام هم میخارد
بروم بخوابم که فردا باید یک مشت کونی را تحمل کنم.
باشد که رستگار شوم....